تبليغاتX
رئالو تریدو اصولیسم

سه شنبه هفدهم فروردین 1389

روزی تنها بازمانده‌ي يك كشتي شكسته به جزيره يكوچك خالي از سكنه اي افتاد.او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند كسي نمي آمد.سر انجامخسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت كند و دارايي هاي اندكش را در آن نگه دارد.اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود به هنگام برگشتن ديد كهكلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سويآسمان ميرود.متاَسفانه بدترين اتفاق ممكن افتاده و همه چيز از دست رفته بود.از شدت خشم و اندوه در جاخشكش زد.فرياد زد: "خدايا تو چطور راضي شدي با منچنين كاري بكني؟"صبح روز بعد با بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد.كشتي اي آمدهبود تا نجاتش دهد. مرد خسته از نجات دهندگانش پرسيد:"شما ها از كجا فهميديد من در اينجاهستم؟"آنها جواب دادند:" ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم."وقتي اوضاع خراب مي شود نا اميد شدن آسان است.ولي ما نبايد دلمان را ببازيم  چون حتي در ميان درد و رنج  دست خدا در كار زندگي مان است.پس به ياد داشته باش : دفعه ي ديگر اگر كلبه ات سوخت و خاكستر شد ممكن است دود هاي برخاسته از آن علايمي باشد كه عظمت و بزرگي خدا را

به كمك مي خواند.

  

 

نوشته شده توسط محسن در 13:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم اسفند 1388

marriage

: Before the marriage 

He: Yes. At last. It was so hard to wait

?She: Do you want me to leave 

.He: NO! Don't even think about it

?She: Do you love me 
He: Of course!

?She: Have you ever cheated on me
He: NO! Why you even asking

?she: Will you kiss me
He: Yes

 

?She: Will you hit me
He: No way! I'm not such kind of person

?She: Can I trust you  
 
  .Now after the marriage you can read it from bottom to the top

 

نوشته شده توسط محسن در 13:3 |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم بهمن 1388

حكايت

 

لطفا دقت بفرماييد!

هر دفعه كه براي خريد بستني

وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ،

 ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه

بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم

درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و

دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را

ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من

 وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما

با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟

مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با

شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك

مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره

شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار

گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن

شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ،

همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن

 نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت

بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد

بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب

 سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين

روشن نشد!

نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل

حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او

مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن

بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع

 بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت

 زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني

 وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در

 قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل

مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج

 از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي

 بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.

 

اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع

راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار(

Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن

شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل

 تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت

 ، پونتياك و مشتري بود.


شرح حكايت

مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان

 از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر

 حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه

به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به

 گوش ما برسانند، داشته باشيم.

آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و

 مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه

 به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را

طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟

يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او

مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان

 جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد

 بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما

 در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ماست. اگر در پي

نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش

 دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم.

شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟

بي ربط و با ربط، حرف مشتري گوهر است.

نوشته شده توسط محسن در 13:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم دی 1388

تست شخصیت شناسی

به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد را جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير،

ه- - خيلى آهسته



۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
 ه _ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶)وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹)وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

امتیازات
سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)

سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز(

سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز(

سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)

سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)


سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)

سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز(

خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

نتيجه گيرى
* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت
سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مى گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و
نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته
مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل
مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر
هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند.
شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر
هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم
بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما
باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگر
با كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه
سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى
نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و
براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى
گيريد.

* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او
فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر
را ندارد!

 

نوشته شده توسط محسن در 13:4 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم شهریور 1387

علی نین امتحان لارو

 

اوخومویان امتحانلارا گئدردیک

یوخ یوخ دئین اوشوخلارو سویردیک

اویان بویان تقلب دان ائلردیک

المیزه هر نه گلیب یازاردوک

معلمه بیر آزجا بیز زاراردوک

امتحان دا تک نمره لری آلاردوک

گورنده بیز نمره نی آغلاردوک

ننمیزه بیز نومره نی دئمزدیک

جبرانینین فیکرینده بیز قالادوک

ننه میز آخر ده بیز دئیردیک

جبرانینین کلاس پولارونو  آلاردوک

مدرسه ده گنه آدوموزو  یازاردوک

ارسطونو گئدن موقع سویردیک

قئیدنده کئتابلارو هر یان گلدی آتاردوک

هر چاتانا بیر زوموروخ ووراردوک

شهریورنین ائمتئحانون وئرردیک

کددیمیزه بیر باش چکیب گئدردیک

اوردا چوپانوغا دا بیز گئدردیک

دووارلارو ائشک کیمی مینردیک

ائشک کیمی کیف ائلییب گولردیک

ایده لری آغاج لاردان درردیک

آغاچ لارا بیز صاحاب چیخردیک

اوزگنی ده داشوینان بیز وورادوک

کال ایده لری بیر بیر یئیردیک

مدرئسه چاتوپ گنه آغلاردوک

یئنگی ایلین کتابلارون آلاردوک

صفحه  لرینه بیر آزجا دا  باخاردوک

امتحانون غصه سینه قالاردوک

نوشته شده توسط محسن در 12:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم تیر 1387

 

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیرد

                          زهر در می دهم پندش و لیکن در نمی گیرد    

خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر و می گو

                                                    که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد    

بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین

که فکری در درون ما از این بهتر نمی گیرد

صراحی می کشم پنهان و مردم دفتر انگارند

عجب گر آتش این رزق در دفتر نمی گیرد

من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی

که پیرمی فروشانش به جامی بر نمی گیرد

از ان رو هست یاران را  صفا با می لعلش

که غیر از راستی نقشی در آ ن جوهر نمی گیرد

سر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از او بردوز

برو کاین وعظ بی معنی مرا در سر نمی گیرد

نصحیت گوی رندان را که با حکم قضا جنگ است

دلش بس تنگ  می بینم مگر ساغر نمی گیرد

میان گریه می خندم که چون شمع اندر این مجلس

زبانم آتشین است و لیکن در نمی گیرد

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی گیرد

سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است

چه خوش افسونگری ای دل که در دلبر نمی گیرد

من آ ن آیینه را روزی بدست آرم سکندروار

اگر می گیرد این آتش زمانی ور نمی گیرد

خدایا رحمی ای منعم که درویش سر کویت

در یدیگر نمی داند ره دیگر نمی گیرد

بدین شعر تر شیرین ز شهنامه عجب دارم

که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیرد

 

 

نوشته شده توسط محسن در 12:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم اردیبهشت 1387

علی نین مدرسه دن قاچماخالرو

اوشاغلارا بیز قاچماغو دئردیگ

گلمینین ننسین دن دئردیگ

آرامجلیگ نگهبان نوخ وئرردیگ

طالقانین قاپوسونو آچاردوک

باخ بویانا باخ اویانا قاچاردوک

هر یئر اولسا تاپا بیلسک گئدردیگ

پامبولونو(فامنین )کوچلرین گذردیک

هر کوچنی اون دفه بیز اولچردیگ

هر چاتانا بیر متلک دئیردیک

هر بیرینه بیر آد قوشوب دئیردیگ

او آدلارو نه قشنگ ده سئوردیک

آغاجلارون آلچارون درردیک

چورک چینین چورکلرین باساردوگ

تئز تئز اولارو بیز یئیردیگ

قاپولارو بیر بیر چالوب قاچاردوگ

شیشه لری سیندیرردیگ قاچاردوک

جعبه لری حیط لره آتاردوک

لوله تاپوب سیندیرردیگ قاچاردوک

هر ایش گلیب فیکریمیزه گورردیگ

جماعتین بدبخلقینه گولردیک

آشغام گنه اوومیزه گئدردیک

معلمین پیس لیغین دن لافلاردوک

سحر گنه مدرسه ی گئدردیک

جگروندین شالاغلارون یئیردیک

اونون گنه بیر آزجا سویردیک

هرنسین دن آغزا گله دئیردیگ

اوندان سورا آغلاردوگو و کئلاس لارا گئدردیک

جلالیه پاپااغلارو یاخاردوگ

اونسکیزی اونان دا بیز آلاردوگ

شاکرینین خاطئره سین دئیردیگ

سحر گنه مدرسه دن قاچاردوگ

یئن گیشدن(یئنه)کنه کوتکلری یئیردیگ

اما گنه بیز قاچماغو سئوردیک.

 

نوشته شده توسط محسن در 10:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهاردهم اسفند 1386

                                

 

عروس خانم دوشیزه    shirin_sooskesiah     آیا وکیلم شما را به مهر :

گوگل عدد سکه بهار آزادی  /    یک وب کم  / سند یک سایت اینترنت اختصاصی  دات کام / یک مودم DSL  / اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح! / LCD  و شمعدان / یک هدست بی سیم / چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده ...   / پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج ... 

 به عقد دائم آقای   feri_ferferi  در بیاورم ؟

جمعیت : عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!         حاج آقا : برای بار دوم آیا وکیلم ؟   

جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!         حاج آقا :!!!BUZZ  ,  برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم ؟

عروس : با اجازه بزرگترهای Room بله!

گوگل عددی است که تشکیل یافته از 1 و هزار  صفر جلوی آن   : ........... 100000000

نوشته شده توسط محسن در 14:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه شانزدهم بهمن 1386

عشق

عشق يعني با غم الفت داشتن  


        سوختن با درد نسبت داشتن                  

                عشق دريک جمله يعني انتظار

                        انتظار روز رجـــعت داشتن

                                عشق يعني مستي و ديوانگي

                                        عشق يعني در جهان بيگانگي

                                                عشق يعني شب نخفتن تا سحر

                                                        عشق يعني سجده ها با چشمان تر

                                                                 عشق يعني سر به در آويختن

                                                      عشق يعني اشک حسرت ريختن           

                                                عشق يعني در جهان رسوا شدن       

                                        عشق يعني مست و بي پروا شدن

                                عشق يعني سوختن يا ساختــن 

                        عشق يعني زندگي را باختن

               عشق يعني انتـــظار و انتـــظار

        عشق يعني هرچه بيني عکس يار

عشق يعني ديـده بر در دوختـن

        عشق يعني در فراقش سوختن

               عشق يعني لحظه هاي التهاب

                        عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

                                عشق يعني با پرستو پر زدن 

                                         عشق يعني آب بر آذر زدن

                                                عشق يعني سوز ني آه شبان

                                                        عشق يعني معني رنگين کمان

                                                                عشق يعني با گلي گفتن سخن

                                                        عشق يعني خون لاله بر چمن

                                                عشق يعني شعله بر خرمن زدن

                                         عشق يعني رسم و دل برهم زدن    

                                عشق يعني يک تيمم يک نماز       

                        عشق يعني عالمي راز و نياز       

               عشق يعني چون محمد پا به راه        

        عشق يعني همچو يوسف قعر چاه 

عشق يعني بيستون کندن به دست    

        عشق يعني زاهد اما بت پرست    

                عشق يعني همچومن شيدا شدن

                         عشق يعني قلــه و دريا شدن

                                عشق يعني يک شقايق غرق خون        

                                          عشق يعني درد ومحنت دردرون

                                                عشق يعني يک تبلور يک سرود  

                                                        عشق يعني يک سلام و يک درود     

                                                                 عشق يعني جام لبريز از شراب

                                                        عشق يعني تشنگي يعني سراب

                                                عشق يعني حسرت شبهاي گرم

                                          عشق يعني ياد يک روياي نرم

                                عشق يعني غرقه گشتن در سراب

                         عشق يعني حلقه هاي بي حساب

                عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

        عشق يعني آخــرخط بهـشــت  

عشق يعني گم شدن در لحظه ها

        عشق يعني آبـي بي انتـــها 

                عشق يعني زرد تنها و غريب

                         عشق يعني سرخي ظاهر فريب

                                عشق يعني تکيه بر بازوي باد

                                           عشق يعني حسرتت پاينده باد

                                                 عشق يعني هرزمان تنها شنيدن نام او

                                                        عشق يعني هرچه گفتن هرچه کردن بهرانظر


نوشته شده توسط محسن در 15:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم دی 1386

چقدر خنده داره

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش   می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا      نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره . اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!

نوشته شده توسط محسن در 15:23 |  لینک ثابت   •